حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

423

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

- كه عامل يمن بود - نامه نوشت بعمر بن الخطّاب ، كه مردى عنبرى بر كنار دريا يافته است ، حكم آن چيست ؟ عمر بجواب باز نوشت كه : آن سببى است از اسبابهآىء « 1 » خداى ، و در آن و در هرچه از دريا بيرون آيد خمس واجبست . پس ابن عباس [ رضى اللّه عنه ] « 2 » كفت : اين رأى منست . مال چهارم : غنيمتى كه مسلمانان يابند از مالهاى مشركان ، در آن خمس واجبست . مال پنجم : صدقات است . و ذكر آن در موضع آن بيابد ، إن شاء اللّه ( وحده العزيز ) « 3 » « ذكر وجوه صدقات ، از غلّات و غير آن » چنين كويد صولى ، كه « 4 » : هر چه از زمين حاصل شود ، ده يك از آن ببايد دادن ، چون آن غلّه پنج وسق بود « 5 » . و وسقى : عبارت از شصت صاع ، و صاع پنج رطل است ) « 6 » ، و ثلث رطل بغدادى بقول اهل حجاز . و بنزديك أهل كوفه « 7 » ، صاعى عبارت از هشت رطل بغدادى است .

--> ( 1 ) . در نسخه چاپى : سببهاى . ( 2 ) . افزوده از ادب الكتاب : ص 199 . ( 3 ) . افزوده از نسخه چاپى . ( 4 ) . ادب الكتاب : ص 201 . ( 5 ) . يعنى هرگاه مجموع بدست‌آمده از كشت به پنج وسق رسيد ، بايد 10 / 1 آن را به عنوان زكات و صدقه پرداخت نمود . ( 6 ) . پايان قسمت مفقود از اصل . ( 7 ) . مقصود از اهل كوفه همانا فقهاى اهل عراق هستند ، كه پيشتر درباره آنان سخن رفت . لازم به